قدرتهاى اقتصادى از دين هم استفاده ميكنن؛ از كليسا هم استفاده
ميكنن. يكى دو سال پيش، من كتابى از يك نويسنده امريكايى خوندم كه در
اينجا ترجمه و چاپ و منتشر شده است. او در اين كتاب استفاده قدرتها را
از مجموعه دستگاه و تشكيلات كليسا تشريح ميكنه. من كليسا را كه اسم
ميارم، نه اينكه ميخوام بگم مسجد آنطورى نيست؛ نخير، قدرت و پول و
زر و زور از مسجد و معنويات هم استفاده ميكنه. سلطه پول بر دنيا خيلى
چيز عجيبى است. نتيجه آن، فقر عظيم جهانى، گرسنگى چند ميليارد انسان،
تربيت غلط و ضدمعنوى نسلهاى روبه رشد بشر، جنگهاى تحميل شده بر ملتها و
بازيچه قرار گرفتن سازمانهاى بين المللى است. آژانس بين المللى انرژى
هسته اى به عنوان مثال مطرح شده و همه دارند ميگن، كه يك نمونه اش است.
اين نهاد، وابسته به سازمان ملل است و براى نظارت بر عدم اشاعه سلاحهاى
هسته اى به وجود آمده. شما ببينيد برخوردش با كشورها چگونه است؛ تبعيضاش
چگونه است؛ دخالت عنصر سياسى در آن چگونه است؛ به خاطر اينكه زر و زور در
آن تسلط دارند. اينها زشتيها و چالشهاى بزرگ دنياى امروز است. كى
ميخواد با اينها مواجه بشه؟ يك انسان، يك حزب و يك مجموعه نميتونن. آن
چيزى كه ميتواند در مقابل اين امواج كُشنده و كوبنده بايستد، يك هويت عظيم
جمعىِ بين المللى است. امروز اين هويت عظيم جمعى و بين المللى در حال شكل
گرفتن است؛ محورش هم نظام جمهورى اسلامى است. روى اينها تأمل كنيد؛ اينها
چيزهاى قابل عبور و آسان نيست.علت شلاقهايى هم كه بر پيكر تأثرناپذير جمهورى اسلامى پي درپى وارد ميكنن، همينه ؛ چون ما ايستاده ايم؛ ايستادن اميدوارانه؛ نه ايستادن نوميدانه. بعضيها ايستادن و ميگويند ما تا آخرين قطره خونمون را هم خواهيم داد. البته ما اگر پايش بيفته، تا آخرين قطره خون روميديم؛ اما ميدونيم به آخرين قطره خون نميرسه.
شادي ارواح طيبه شهدا صلوات
|
|
شب عید آمد آن عیدی که باشد عید سلطانی گروهی در سرورند و گروهی در پریشانی
گروهی فارغ از هردو نه این دارند و نی آنرا به دل دارند با سلطانشان صد عید سلطانی
به چشم پاک بینشان به غیر از آشنای دل هر آنچه در نظر آید نبینندش مگر فانی
بقربان دل این فرقه قدّیس قدّوسی که از صد خور بود روشنتر آن دلهای نورانی
مدان عید آنزمانی را که بر تن نو کنی جامه بود عید آنکه دور از خود نمایی خوی حیوانی
مرا امشب دلی شاد است اندر گوشه غربت که میخواهد نماید هر زمان نوعی غزلخوانی
چرا خوشدل نباشد آنکسی کردند تقدیرش کتاب و درس و دانش را ز لطف حیّ سبحانی
چه غم ما را که اندر بر نباشد شربت و شکّر که کام بود شیرین همی ز آیات قرآنی
چه غم ما را که اندر حجره نبود نان و حلوایی بود تا نان و حلوای جناب شیخ ربّانی
چه غم ما را ز بی گلدانی و گلهای رنگارنگ بود زهرالربیع سیّد و انوار نعمانی
چه غم ما را که دوریم از دیار و دوستان خود الهی اوستادی باشد و آقای شعرانی
چه غم ما را ز سر بردن به تنهایی که هم صحبت بود کشکول شیخ و مجمع الامثال میدانی
چه غم ما را که مهجوریم و اندر حجره محجوریم بود تا مثنوی و منطق الطیر دو عرفانی
پریشان نیستم از بی گلستانی چه در پیش است گلستانی ز سعدی و پریشانی ز قاآنی
حسن خواهد ز لطف بیشمار ایزد بیچون
دل پاکی منزه باشد از اوهام شیطانی
ميلاد فرخنده قطب عالم امكان حضرت مهدی موعود (عج) بر منتظرانش
مبارک...
حضرت علامه ذوالفنون حسن زاده آملی(روحی فداه)
دعا کوبه باب رحمت رحیمیّه و سبب فتوح برکات شرح صدر و نور و ضیای سرّ است.
دعا موجب رسوخ حبّ ذکر الهی در دل، و منزِّه(تنزیه و پاک کننده) نفس از رین(حجاب) شواغل است.
دعا توشه سالکان حرم کبریای لایزال، و شِعار عاشقان قبله جمال، و دِثار عارفان کعبه جلال است.
دعا سیر شهودی و کشف وجودی اهل کمال و تنها رابطه انسان با خدای متعال است.
دعا معراج عروج نفس ناطقه به اوج وحدت، و ولوج به ملکوت عزّت است.
دعا مِرقات ارتقای انسان به مقام ولایت، و رفرف اعتلای وی به مرتبت خلّت است.
دعا واسطه اسم اعظم گردیدن انسان و دست یافتن به کنوز قرآن و دارا شدن رموز تصرّف طبایع اجرام و ارکانست.
دعا کاسر(شکننده) قلب و جابر آن به « أنا عند المنکسرة قلوبهم» است.یعنی دل از ذکر و دعا شکسته شود و دل
شکسته درست ترین و ارزنده ترین کالای بازار هستی است که خدا در دل شکسته است.الهی اگر یکبار دلم را بشکنی از من چه بشکن بشکنی.
دعا یاد دوست در دل راندن و نام او به زبان آوردن و در خلوت با او جشن ساختن و در وحدت با او نجوی گفتن و شیرین زبانی کردن است.
دل بی دعا بها ندارد، و دل بی بها، بها ندارد؛ « قل ما یعبؤ بکم ربی لولا دعاؤکم» بگو اگر دعای شما نباشد پروردگار من شما را چه وزن نهد و به شمار آورد.
نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور/ص9و10.
اللهم عجل لولیک الفرج
سر خوش ز سبوي غم پنهاني خويشم
فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه ميهماني خداوند متعال بر همه مسلمانان
مباركباد
خودسازی از خودشناسی آغاز مىشود. نخست بايد خود را شناخت تا بتوان خود را ساخت، چرا كه با خودشناسی، خداشناسی تحقق مىيابد و اگر خدا را شناختيم، خود را ساختهايم.
در آغاز بايد ديد چرا پديد آمدهايم؟ و هدف از پيدايش و خلقت ما چيست؟ خداوند در قرآن كريم تصريح كرده است كه: و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون، من جن و انس را نيافريدم، جز بری اين كه عبادت كنند.
در تفاسير زيادی "ليعبدون" به معنی "ليعرفون" آمدهاست، يعنی هدف از خلقت شناخت است وگرنه عبادت فقط نماز و روزه و در سجاده نشستن و خدا را نيايش كردن نيست. نماز و روزه و ...، شعبهی ازعبادت است كه عبادت اجتماعی اهميتش كمتر از آنها نيست ، زيرا درآن جا انسان فقط به خود مىانديشد، و عبادت در معنی گستردهتر با ديگران و به ديگران انديشيدن است. عبادت، دردشناسی و دردزدايی است.
عبادت، در جمع زيستن و بری جمع زيستن است. اين كه عبادت بيشتر به صورت جمعی مطرح مىشود و بر مسجد و جمعه و جماعت تاكيد مىشود، بری اين است كه شناخت انسان به خويش منحصر نشود و به ديگران نيز سرايت كند. ما آفريده نشدهايم كه تنها گليم خود را ازآب بيرون بكشيم بلكه بايد درمتن قرار بگيريم نه در حاشيه. در جمع زندگی كنيم نه در دير. به فكر چارهجويی ازديگران باشيم نه تنها چارهجويی از خويشتن . به هرحال، بحث ما درباره شناخت نيست كه بحثی است طولانی و از آن مىگذريم. اما آن چه گفتنی است، اين است كه انسان چگونه بايد خود را بسازد و چگونه بايد خود را آماده كند تا انسانی الهی گردد، تا قابليت خليفة الله شدن پيدا كند. خودسازی به اين است كه منش خود را به گونهی تغيير دهيم كه پروردگار مىخواهد، و به عبارت ديگر: اگر هم طبيعت ما مايل به تكبر و خودخواهی است، بايد نفس خويشتن را چنان رياضت دهيم كه از فراز كبر و نخوت فرود آيد و به تواضع و فروتنی گرايد. اگر طبيعت ما، به بخل تمايل بيشتری دارد، چون اين صفت مورد نكوهش خداوند و تمام پيامبران و اولياء و خردمندان مىباشد، پس بايد از آن دست برداشت و سخاوتمند شد. خلاصه بايد صفات سلبيه (منفی) را از قلب زدود، چنان كه صفات ثبوتيه را چون جامهی تميز و زيبا در بر كرد
بايد قلب را از آن چه در نظر مولا و پروردگارمان ناخوشايند و مكروه است، پاك كرد و بايد تمام اعضاء و جوارح را در راه رضايش به كار گرفت.
خويشتن را بايد به حلم و بردباری عادت داد كه آن درجه و مقام آدمی را والا برد ودر ميان مردم مايه شرف و عزت باشد و با نيكان و بزرگان هم صحبت شود و از هرچه مايه پستی و تن پروری و تنبلی است دور سازد و آن چه كه انسان را به خدايش نزديك و مقرب مىكند، به آن سوی سوق دهد و عاقبت خير و نيك فرجامی، ثمره و نتيجهاش باشد.
بايد به عفت و پاكدامنی روی آورد و از آن چه مايه نفرت و خجلت باشد و شخصيت انسان را لكهدار و ننگ بار سازد، دوری جست. بايد صبر را پيشه خود ساخت تا به يقين و رضا برسد و تسليم در برابر اوامر حق باشد و تنگناها و محنتها و رنجها وسختىها و تنگدستىها و رويدادهی تلخ روزگار، او را از پی درنياورد.
بايد به سوی تكامل عقل و روح گام برداشت و با تكيه بر دو بال تقوا و عمل، به اوج عزت و عظمت و خدا خواهی رسيد. بايد در مقابل لذات زودگذر دنيايی به سلاح تقوا، ورع، پارسايی و زهد مسلح شد تا رستگار شويم و به بهشت رضوان نايل آييم كه:? و رضوان من الله اكبر.?
بايد آن چنان بر خويشتن مسلط بود و نفس سركش را مهار كرد كه نه مدح و درود ديگران، و نه فحش و ناسزی آنها در روحيه فولادين و با صلابتش تاثير گذارد.
بايد خود نگهدار بود از آن چه نارضايتی حق در بردارد، نه آن چه خويشتن بخواهد يا نخواهد كه در برابر امر مولا خودی نيست كه مطرح باشد. بايد از شر و بدی و رذايل اخلاقی و عادتهی ناپسند و منشهی زشت و كارهی قبيح، دور شد چنان كه به خيرخواهی ، راستگويی ، امانت ، فضيلت ، اخلاق نيكو و خصال پسنديده، متخلق شد.
بايد به فكر امروز و فردی خود بود و بری فردا كه ديرهم نيست آماده شد و بری جهان جاويدان و ابدی، توشه برداشت.
بايد با استقامت و پايداری، نه ازحوادث و رويدادهی تلخ ترسيد و نه از ملامت ملامت كنندگان و سرزنش نادانان، خم به ابرو آورد؛ بلكه فقط خدا را در نظر داشت و راه خدا را دنبال كرد و پيوسته از او خواست كه توفيق هدايت در صراط مستقيمش به وی بخشد: ?اهدنا الصراط المستقيم?.
بايد محبت، دوستی، همكاری، غمخواری، ايثار، گذشت، بخشش و نرمش را جايگزين نفرت، خشم، كينه، خودپسندی، خودمحوری، آز و تندخويی نمود.
بايد از زندگی ديگران عبرت گرفت، نه خود عبرت ديگران شد. و دهها بايد و نبايد در اين جا خودنمايی مىكند كه اگر انسان به فطرت و سرشت خويش بنگرد، به آنها پىخواهد برد، و ماه رمضان، هنگام آن است كه انسان را متوجه خويشتن كند و فطرت خفتهاش را بيدار سازد و از راه تفكر و انديشيدن كه برترين عبادت است او را به خودسازی وادارد.
گزيدهايی از توصيه ها و سفارش های امام خمینی (ره) به مناسبت ماه مبارك رمضان
شما در اين چند روزی كه به ماه رمضان مانده، به فكر باشيد، خود را اصلاح كرده، توجه به حق تعالی پيدا نماييد.
از كردار و رفتار ناشايسته خود ، استغفار كنيد! اگر خدی نخواسته، گناهی مرتكب شدهايد، قبل از ورود به ماه مبارك رمضان ، توبه كنيد! زبان را به مناجات حق تعالی عادت دهيد! مبادا در ماه مبارك رمضان، از شما غيبتی، تهمتی و خلاصه گناهی سر بزند و در محضر ربوبی، با نعم الهی و در مهمان سری باری تعالی، آلوده به معاصی باشيد! شما اقلا، به آداب اوليه روزه عمل نماييد و همان طوری كه شكم خود را از خوردن و آشاميدن نگه می داريد، چشم و گوش و زبان را هم از معاصی باز داريد! از هم اكنون بنا بگذاريد كه زبان را از غيبت، تهمت، بدگويی و دروغ نگهداشته، كينه، حسد و ديگر صفات زشت شيطانی را از دل بيرون كنيد!
اگر با پايان يافتن ماه مبارك رمضان، در اعمال و كردار شما هيچ گونه تغييری پديد نيامد، و راه و روش شما با قبل از ماه صيام فرقی نكرد، معلوم می شود روزهی كه از شما خواستهاند ، محقق نشده است.
اگر ديديد كسی مىخواهد غيبت كند، جلوگيری كنيد و به او بگوييد! ?ما، متعهد شدهايم كه در اين سی روز ماه مبارك رمضان، از امور محرمه خود داری ورزيم.? و اگر نمىتوانيد او را از غيبت باز داريد، از آن مجلس خارج شويد! ننشينيد و گوش كنيد! باز تكرار مىكنم تصميم بگيريد در اين سی روز ماه مبارك رمضان، مراقب زبان، چشم، گوش و همه اعضاء و جوارح خود باشيد.
توجه بكنيد كه به آداب ماه مبارك رمضان عمل كنيد; فقظ، دعا خواندن نباشد، دعا به معنی واقعی اش باشد
ميلاد مسعود يگانه منجي عالم بشريت حضرت بقيه الله الاعظم بر همه
شيعيان و انسانهاي آزاده مبارك باد
آشتي با عدالت
مي آيي
وجهان زير پاي تو
سبز ميشود
چشمهاي كابوس زده
به شوق پا بوس ات
در انتهاي هستي
كه دوباره توست....
آنگاه كه واژه ها دوباره معنا مي شوند
وجهان به عطر نرگس
دوباره با عدالت آشتي مي كنند
و دوباره......
(كامران شرفشاهي)



اللهم عجل لولیک الفرج
و النصر
